دو کلمه حرف حساب

حسین رحمتی زاده

15

دو کلمه حرف حساب

چند سالی می شود که یک جریان جدید در جامعه مان به وجود آمده و هر روز افراد بیشتری به آن می پیوندند. از همه مشاغل و طبقات جامعه در این جریان حضور دارند و تنها خصوصیت مشترک اعضای این گروه یا جریان، غر زدن است. چطور و چگونه اش را خدا می داند اما آنها تصمیم گرفته اند فقط غر بزنند و هیچ کاری نکنند. کار نیست، ترافیک است، هوا آلوده است، چرا باران نمی آید، چرا استاد من را انداخت، چرا در گنجه باز است. این قشر که دارد هر روز به تعدادشان اضافه می شود تصمیم گرفته اند به جای اینکه کاری انجام دهند و به جای اینکه تلاش کنند، مدام ناله کنند. اگر پای حرفشان بشینی کم کم از شما که پای حرفشان نشسته ای هم شاکی می شوند. از نظرشان تنها فردی که هیچ وقت مشکلی نداشته خودشان هستند و همیشه همه چیز، زیر سر تنبلی و بی عقلی و بی تدبیری دیگران است. درست است که در برخی مواقع انتقادات می تواند کارساز باشداما راستش را بخواهید غر زدن آسان ترین کار است. اینکه مدام همه چیز را به هم ببافیم و هیچ کاری هم نکنیم، دردی از ما دوا نمی کند و فقط خودمان را کشانده ایم بیرون گود و مدام به یک ورزشکار خیالی می گوییم لنگش کن.
من،شما و دیگرانیم که جامعه را تشکیل داده ایم و هرچیزی که از جامعه حاصل شود گویی حاصل خود ماست پس بهتر است به جای غر زدن، عمل کنیم و سعی کنیم مشکلات فردی خودمان را برطرف کنیم. اینکه مدام تقصیر را گردن دیگری بیاندازیم و منتظر باشیم دیگران کارها را سازمان دهند، دیگران دزدها را بگیرند و دیگران خود را اصلاح کنند نجات بخش نخواهد بود. هرکس باید آستینهای خودش را بالا بزند، تنها در این صورت است که جامعه ای سالم و موفق خواهیم داشت.

 

حسین رحمتی زاده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.