صفحه ای از کتاب زندگی صادق هدایت

42

صفحه ای از کتاب زندگی صادق هدایت

 

 


صادق هدایت در چهارشنبه ۲۸بهمن ۱۲۸۱برابر با ۱۷فوریه ۱۹۰۳در تهران متولد شد. پدرش هدایت قلیخان
(اعتضاد الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم، در دوره ناصرالدین شاه) و نام مادرش زیور الملوک (دختر عموی
هدایت قلیخان، دختر حسینقلی مخبرالدوله) است. صادق هدایت در سال ۱۲۸۷تحصیلات ابتدایی را در سن ۶سالگی در مدرسه علمیه  تهران آغاز نمود. در سال ۱۲۹۳روزنامه دیواری ندای اموات را در مدرسه انتشار داد و دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز نمود؛ ولی در سال ۱۲۹۵به خاطر بیماری چشم درد مدرسه را ترک کرد و در سال ۱۲۹۶در مدرسه  سنلویی که مدرسه فرانسویها بود، به تحصیل پرداخت. به گفته  خود هدایت اولین آشناییاش با ادبیّات جهانی در این مدرسه بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی میداد و کشیش هم او را با ادبیّات جهانی آشنا میکرد. در همین مدرسه صادق به علوم خفیه و متافیزیک علاقه پیدا کرد. در همین سال صادق اولین مقاله  خود را در روزنامه  هفتگی (به مدیریت نصرالله فلسفی) به چاپ رساند و به عنوان جایزه سه ماه اشتراک مجانی دریافت نمود. همچنین همکاریهایی با مجله ترقی داشت. در سال ،۱۳۰۳درحالیکه هنوز مشغول تحصیل در مقطع متوسطه بود، یک کتاب کوچک انتشار داد: انسان و حیوان، که راجع به مهربانی با حیوانات بود و در سال ۱۳۰۶کتاب فواید گیاهخواری در برلین به چاپ رسید. تصحیحی از رباعیات خیام
با نام رباعیات خیام (با کتاب ترانه های خیام اشتباه نشود) به همراه مقدمهای مفصّل در سال ۱۳۰۲منتشر شد. در سال ۱۳۰۳بود که صادق داستان کوتاه «شرح حال یک الاغ هنگام مرگ» را در مجله  وفا، سال دوم، شماره ۵۶منتشر کرد.
هدایت در ۱۳۰۳از مدرسه سن لویی فارغالتحصیل گشت و در همین سال بود که با تقی رضوی آشنا شد. در سال ۱۳۰۵با اوّلین گروه دانش آموزان اعزامی به خارج راهی بلژیک شد و در رشته  ریاضیات محض به تحصیل
پرداخت. در همین سال داستان «مرگ» را در مجله  ایرانشهر شماره  ،۱۱۱که در آلمان منتشر میشد به چاپ
رسانید و مقالهای به فرانسوی به نام «جادوگری در ایران» در مجله  لهویل دلیس، شماره ۷۹نوشت. هدایت از وضع تحصیل و رشتهاش در بلژیک راضی نبود و میخواست که خود را به فرانسه و در آنجا به پاریس که آن زمان مرکز تمدن غرب بود برساند. سرانجام در اسفند ۱۳۰۵پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد. در همین سال نسخه  کاملتری از کتاب «انسان و حیوان» و کتاب دیگری به نام فواید گیاهخواری با مقدمه  حسین کاظم زاده  ایرانشهر در برلین آلمان به چاپ رساند.
صادق هدایت در سال ۱۳۰۷اقدام به خودکشی در رودخانه مارن (فرانسه) کرد، لیکن سرنشینان یک قایق او را
نجات دادند. نخستین نمونه های داستانهای کوتاه هدایت در همان سال خودکشی نافرجامش صورت گرفت. نمایشنامه  پروین دختر ساسان، زنده به گور و داستان کوتاه «مادلن» را در همین دوران نوشتهاست.
هدایت در سال ،۱۳۰۹بی آنکه تحصیلاتش را به پایان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی (در قسمت محاسباتی و دفتر ارسال مرسلات) مشغول به کار شد. لیکن از وضع کارش راضی نبود و در نامهای که به تقی رضوی (که دوستیشان در دوران متوسطه آغاز شده بود) در پاریس نوشته است، از حال و روز خود شکایت میکند.
دوستی با حسن قائمیان که پس از مرگ هدایت خود را وقف شناساندن او کرد در بانک ملی اتفاق افتاد. در همین سال مجموعه داستان زنده به گور و نمایشنامه  پروین دختر ساسان را در تهران منتشر کرد. هدایت در این سال با مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی آشنا شده و حلقه  دوستی ایجاد میشود که گروه ربعه نامیده شد. در آن دوران گروهی از نویسندگان و ادیبان فاخر بودند که به آنها ادبای سبعه میگفتند و به گفته  مجتبی مینوی «هر مجله و کتاب و روزنامهای که به فارسی منتشر میشد از آثار قلم آنها خالی نبود.» این هفت تن که در واقع بیشتر از هفت تن بودند شامل کسانی چون محمدتقی بهار، عباس اقبال آشتیانی، رشید یاسمی، سعید نفیسی و بدیعالزمان فروزانفر و محمد قزوینی میشدند. گروه ربعه این نام را برای دهن کجی به این افراد (که به نظر ایشان کهنه پرست بودند) انتخاب کردند. گروه به فعالیتهای ادبی و فرهنگی پرداختند و آثاری چند در این سالها با همکاری همدیگر انتشار دادند.

مینوی درباره  این دوران میگوید: «ما با تعصب جنگ میکردیم و برای تحصیل آزادی میکوشیدیم و مرکز دایره  ما صادق هدایت بود.»
سالهای ۱۳۱۰تا ۱۳۱۴برای هدایت دورانی پربار محسوب میشود و آثار تحقیقی و داستانی بسیاری انتشار داد. از
جمله این آثار میتوان به مجموعه انیران اشاره کرد که شامل سه داستان «فتح اسکندر» از ش. پرتو، «هجوم اعراب» از بزرگ علوی و «حمله مغول» از صادق هدایت می باشد. این کتاب به ذبیح بهروز تقدیم شده است. مجموعه داستان های کوتاه سایه روشن (حاوی ۷۷داستان،) نمایشنامه  مازیار با مقدمه  مینوی، کتاب مستطاب وغ وغ ساهاب با همکاری مسعود فرزاد. (این کتاب در سال ۱۳۱۳به چاپ رسید و در سال ۱۳۱۴هدایت به خاطر آن به نظمیه  تهران احضار شد این شکایت از طرف مستقیمِ علی اصغر حکمت وزیرِ معارفِ وقت تنظیم شده بود و اینگونه صادق هدایت از اولین ممنوع القلم های تاریخِ سانسورِ ایران شد). مجموعه داستانهای کوتاه سه قطره خون و چندین داستان کوتاه دیگر نظیر «گرداب»، «دون ژوان کرج»، «مردی که نفسش را کشت»، «صورتکها»، «چنگال»، «لاله»، «آفرینگان»، «طلب آمرزش»، «محلل»، «مردهخورها»، «عروسک پشت پرده»، چاپ نخست «علویه خانم» و همچنین سفرنامه  «اصفهان نصف جهان»، در این دوران به چاپ رسید.
هدایت در سال ۱۳۱۵به همراه شین پرتو به هند رفت و در آپارتمان او اقامت گزید. در هند به فراگیری زبان پهلوی نزد دانشمند پارسی (از پارسیان هند) بهرام گور انکلساریا پرداخت و کارنامه  اردشیر بابکان را در هند از پهلوی به فارسی ترجمه کرد.
در طی اقامت خود در بمبئی اثر معروف خود بوف کور راکه در پاریس نوشته بود پس از اندکی دگرگونی با دست برروی کاغذ استنسیل نوشته، به صورت پلیکپی در پنجاه نسخه انتشار داد و برای دوستان خود فرستاد؛ از جمله نسخه ای برای مجتبی مینوی که در لندن اقامت داشت و نسخه ای برای جمالزاده که آن زمان در ژنو بود. عده ای داستان بوف کور را برآمده از حال و هوای هند میدانند، ولی چنانکه از گفتگوهای هدایت و فرزانه برمیآید هدایت کار روی این اثر را از سالها پیش آغاز کرده بود به قول هدایت در گلویش گیر کرده بود. در نسخه
پلیکپی که از بوف کور در هند انتشار داد نوشته بود که چاپ اثر در ایران ممنوع است. علاوه بر اینها هدایت دو
داستان به زبان فرانسوی در هند به چاپ رساند.

هدایت پس از سفر به هند به شدت در مضیقه مالی قرار داشته و خرج زندگیاش توسط ش. پرتو تقبل میشده است، همین فقر و شکست از بی اعتنایی جامعه سبب شد هدایت روی به طنز نویسی بیاورد و همین طنز تلخ زخمهای در سینه وی را بیشتر هویدا میکرد.
صادق هدایت در سال ۱۳۱۶از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. سال بعد از بانک ملی استعفا داده، در وزارت فرهنگ استخدام شد. او تا سال ۱۳۲۰که متفقین ایران را اشغال کردند به فعالیتهای ادبی پرداخت و چندین داستان و مقاله انتشار داد. کارنامه  اردشیر بابکان را در مجله  موسیقی و گجسته ابالیش (ترجمه از متن پهلوی) را جداگانه (در انتشارات ابن سینا) چاپ کرد. با وجود این بوف کور همچنان در ایران منتشر نشده بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.