مغز خامه ای

76

یادداشتی بر کتاب «کتابخانه عجیب» اثر «هاروکی موراکامی»

 

مغز خامه ­ای

 بعضی از داستان­ها به ظاهر ساده اند اما می­توان در بطن این سادگی، عمیق­ترین مفاهیم را  جستجو کرد. «کتابخانه عجیب» هاروکی موراکامی، داستانی بلند از این دست است که به هزارتوی ذهن انسان  پرداخته است.

«کتابخانه عجیب»، داستانی نمادین است. راوی اول شخص داستان، پسرکی­ست که با کفش­های نو وارد کتابخانه­ای می­شود؛ کفش­هایی که سمبلی از بندهایی ست که پای آدمی را بر زمین میکوبد. پیرمرد کتابدار او را وادار می­کند تا کتاب­ هایی قطور را در زیرزمینی مخوف و پیچ در پیچ که رهایی از آن ممکن نیست، بخواند و به حافظه بسپارد.

پیرمرد در این داستان نمادی از غل و زنجیرهای عقلانی ست که ذهنی را با مفاهیم قالبی و تغییرناپذیر ایجاد می­کند. در لحظاتی که پسرک سعی دارد در مقابل او بایستد، به او نه بگوید و آن را پس زند، مادر به عنوان والد در ذهنش پدیدار می­شود. والدی که بنابر نظریه فروید، وجدان اخلاقی و خود سانسورگر را پایه­ریزی می کند.

با ورود به راه­های تو در توی ذهن پسرک، همه چیز به سمت نمادگونگی بیشتری پیش می­رود؛ نمادهایی که آنقدر پیچیده انتخاب نشده­ اند تا ذهن مخاطب را درگیر رمزگشایی کنند زیرا ذهن الگویی آشنا از آنها دارد؛ در نتیجه داستان جلو می­رود و از ریتم نمی­افتد.

یکی از این الگوهای آشنا، مرد گوسفندیست که لباسی سراسر از پشم گوسفند به تن دارد و فرمانبردار پیرمرد در زندانی کردن پسرک است. نمونه ای از موجودی رام که با چوب چوپان به سمت هر تفکر سازمان یافته ای هدایت می­شود. دختر نیز نمادی از لطافت، عشق و عاطفه­ایست که برخلاف چهارچوپ بندی­های عقلی، موجودی بدون شکلی واحد است و محرکی برای فرار پسر از این چهارچوب می­شود.

همانطور که از منظر روانشناسی یک رابطه اصیل و درست می­تواند برای فرد، سلامت نسبی روان را حاصل کند؛ نقشی که دختر برای پسرک ایفا می­کند نیز همین است و او را با سرکوب­ها و ترس­هایش مواجه می­کند. یعنی نقطه اوج داستان، جایی که پسر به همراه مرد گوسفندی از راهروهای پیچ در پیچ نجات پیدا میکند و با ترسهایش، در قالب سگی که در کودکی او را گاز گرفته است؛ در کنار پیرمرد، روبرو می­شود و با تصویری نمادین از مقابله دختر با سگ و پیرمرد فرود میآید.

در این داستان، موقعیت­های خیالی و موهوم به شکل تمثیلی و نمادگونه با واقعیت در هم می­آمیزند و مرزی تفکیک­ناپذیر بین واقعیت و خیال را می­سازند و اتقاقات خیالی، جنبه ای واقعی پیدا می­کنند و زمان توالی منطقی خود را از دست  می­دهد. با توجه به این ویژگی­ها، این داستان بلند موراکامی را میتوان در دسته داستان­های واقع­گرای جادویی قرار داد.

 بهره بردن از تمام امکاناتی که کتاب در اختیار ما میگذارد؛ به عنوان مثال، در طول داستان که پسرک از تمام تعلقاتی که در وجوهی نمادین، بیرون از او ایستاده­اند، به سمت تنهایی غایی پیش می­رود و در نهایت خود را ذره­ای در ظلماتی عظیم تصور می­کند؛ فونت متن، از بزرگ به ریز می­رسد. یا استفاده از رنگ آبی در قسمت­هایی که دختر بدون داشتن صدا حرف می­زند و همچنین همراه بودن متن داستان با تصویرگری در جهت درونمایه داستان، روایتی خلاقانه را به نمایش می­گذارد که  اغلب در کتاب­هایی با مخاطب بزرگسال، دیده نمی­شود.

«کتابخانه عجیب»، درواقع ذهن انسانی است که تمام عناصر موجود در او، جنبه­ای بیرونی و واقعیتی مستقل پیدا کرده­اند و داستان مواجه راوی با تمام چیزهایی است که در او وجود دارند و یا می­پندارد که وجود دارند و یکی پس از دیگری پس زده می­شوند و انسان را با خودی مواجه می­کند که در نهایت، در این کل، جزیی ست تنها.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.