نویسندگان عصر ما: علی اشرف درویشیان

41

نویسندگان عصر ما

 

نویسنده ای که دغدغه اش کودکان فقیر و محروم بود

 

 

گروه ادبی هامون: علی‌اشرف درویشیان ( زاده ۳شهریور ۱۳۲۰ کرمانشاه – درگذشت ۴ آبان ۱۳۹۶ تهران) نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه بود.

پدرش اوسا سیف الله آهنگر بود و مادر بزرگش زنی دنیا دیده و با تجربه و سرد و گرم چشیده بود‌‌. در گفتن افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه مهارت عجیبی داشت‌‌. درویشیان بسیاری از افسانه‌های او را در کتاب افسانه‌‌ها و متل‌های کردی آورده ‌است.

 

درویشیان درباره‌ قصه‌های کودکی‌اش می‌گوید:

«در زندگی پای قصه‌های خیلی از قصه‌ گویان نشستم، اما مادر بزرگم از همه  آنها‌ بهتر بود و به آنچه می‌گفت آگاهی کافی داشت‌. افسانه را با آب و تاب و با سود جستن از مثل‌ها و اصطلا‌حات محلی بیان می‌کرد‌. آ‌نها را با مسائل روز و نکته‌های مورد علا‌قه ما می‌آمیخت،‌ آرام و بی‌شتاب قصه می‌گفت و عقیده داشت که گفتن متل در روز سبب کسالت و خستگی می‌شود، ‌بنابراین همیشه شب‌ها و به ویژه پیش از خواب برای ما قصه می‌گفت‌. پدرم هم قصه‌ گوی خوبی بود، اما نه به اندازه مادربزرگم‌. او کم‌ سواد بود و برای ما اشعار حافظ و باباطاهر را می‌خواند‌. نخستین کتاب داستانی که به خانه‌ ما آمد، امیرارسلا‌ن نامدار بود که من در ۹ سالگی در شب‌های زمستان برای خانواده می‌خواندم.»

🍂🍂🍁🌿🌿🍂🍂🍁

درویشیان در سال ۱۳۳۷ پس از گذراندن دوره‌ دانشسرای مقدماتی کرمانشاه، ۸ سال در روستاهای کرمانشاه و گیلا‌نغرب معلم بود.

در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران در رشته‌ ادبیات فارسی و سپس تا کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی درس خواند و همزمان در دانشسرای عالی تهران و در رشته‌ مشاوره و راهنمای تحصیلی تعلیم دید.

 

او از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ به خاطرنوشتن کتاب «از این ولا‌یت» و فعالیت‌های سیاسی ۳ بار دستگیر و ممنوع‌ القلم شد. درویشیان در کتاب‌هایش زندگی کودکان فرودست و مقاومت و تلا‌ش پیوسته‌ آن‌ها را در زندگی نشان می‌دهد.

درویشیان شش سال به خاطر انتشار کتاب‌هایش در زندان بود. مجموعه‌ «فصل نان» و قصه‌ «رنگینه» را در زندان نوشت و برای همسرش در خارج از زندان فرستاد‌.

وی در بسیاری از آثارش از جمله در آبشوران، سال‌های ابری، فصل نان و همراه آهنگ‌های بابام به زندگی خودش و سختی‌های آن سالها پرداخته است.

این داستان‌نویس پیشکسوت پیشتر دچار ضایعه مغزی شده بود که براثر همین بیماری روز پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۶ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.

 

سال های ابری

سال های ابری یکی از مشهورترین کتاب های اوست. و اگر آن را یک زندگینامه واقعی بدانیم، می‌توانیم با اطمینان بگوییم، قهرمان داستان، یعنی «شریف داوریشه» خود «علی‌اشرف درویشیان» است. این داستان از زبان پسربچه‌ای سه ـ چهار ساله شروع می‌شود و تا حدود چهل سالگی‌اش پایان می‌یابد. «شریف داوریشه» فرزند اول خانواده است که اولین خاطرات ذهنش زمانی را به یاد می‌آورد که فرزند سوم خانواده، می‌خواهد قدم به دنیا بگذارد. آغاز داستان، تلاش مادری است در به دنیا آوردن فرزندی دیگر در یک خانواده فقیر و خرافاتی. حرفهایی که «ماما»، «بی‌بی» و اطرافیان زائو به زبان می‌آورند و افکاری که در ذهن شریف وول می‌خورد؛ مؤید فرهنگ خانواده‌ها و تفکر غالب جامعه است. برخورد ذهنی شریف با «آل» و مواجهه با او، که دارد دل و جگر زائو را با خود می‌برد، نمودار کابوسی است که در طول داستان، سایه‌اش بر زندگی شریف و خانواده و جامعه‌اش سنگینی می‌کند. در این زندگینامه واقعی خودنوشته، با افراد مختلفی از جامعه آشنا می‌شویم که هرکدام نمادی از آدمهای واقعی سالهای نه چندان دور تاریخ کشورمان هستند.

 

فصل نان

فصل نان نیز یکی دیگر از کتاب های درویشیان است که مانند دیگر کتاب هایش درباره قشر ضعیف جامعه است. نویسنده در این داستان کوشیده به دغدغه نان، فقر و دشواریهای مربوط به قشر فقیر جامعه بپردازد. نویسنده در این کتاب با بیان رنج شخصیتهای داستان به نگرشها و طرز تلقی شخصیت های داستان به نوع زندگیشان می پردازد و به نوعی نشان میدهد که فقر گریبانگیر مردم جامعه نتیجه جبر و سنت حاکم بر آنان است. انتهای داستان با همان ساختاری پایان می یابد که ابتدای داستان داستان شروع می شود یعنی داستان که با دوندگی های اشخاص برای رسیدن به نان و سختیها و مصائبشان شروع می شود در ادامه با همان سختیها نیز پایان می یابد. فضای داستان به نوعی حزن انگیز است که کاملا حس ترحم مخاطب را برمی انگیزد و به نوعی خواننده را با آن سختیها شریک میکند.

 

معرفی آثار علی‌اشرف درویشیان

 

بیستون.

آبشوران: نشر چشمه.

فصل نان: نشر چشمه.

همراه آهنگ‌های بابام: نشر چشمه.

گل طلا وکلاش قرمز.

ابر سیاه هزار چشم.

روزنامه دیواری مدرسه ما.

رنگینه.

کی برمی‌گردی داداش جان.

آتش در کتابخانه بچه‌ها.

چون و چرا.

داستان‌های محبوب من (۶ جلد): نشر چشمه.

سلول ۱۸.

سی و دو سال مقاومت در زندان‌های شاه.

افسانه‌ها و متل‌های کردی: نشر چشمه.

سال‌های ابری (۲ جلد): نشر چشمه.

درشتی (مجموعه داستان کوتاه): نشر چشمه.

مجموعه ۲۰ جلدی فرهنگ افسانه‌های ایرانی با همکاری رضا خندان مهابادی.

واژه نامه گویش کرمانشاهی.

یادمان صمد (صمد بهرنگی)

شب آبستن.

از این ولایت: نشر چشمه.

قصه‌های آن سال‌ها: نشر چشمه.

خاطرات صفر خان (صفر قهرمانیان): نشر چشمه.

 

برشی از کتاب فصل نان

«اصغر صندوق چوبی کوچکی داشت که استاد بنا اسمش را گذاشته بود صندوق بدبختی، چون چند تکه نان خشک درون صندوق بود و همیشه بر سر صندوق بین ما دعوا و زد و خورد در می گرفت. صندوق را از خانه با نان بیات پر می کردیم و به محل کارمان می بردیم بعضی وقتها هم اصغر سوسک یا ملخی را می گرفت و توی صندوق بدبختی می گذاشت. شب خاک آلود و خسته به خانه برمی گرشتیم و با اشتها هرچه در سفره بود می خوردیم . اصغر لقمه از گلویش پایین نرفته خرخرش بلند می شد و ننه او را روی دست بلند می کرد و می برد توی جا می گذاشت و غصه دار برایش می خواند:

«ای کوچولوی نان آورم ای گربه خاک آلودم قربان دست های زبر و ترک خورده ات بروم عزیزکم.»

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.