چه کسی گفته مردم ما کتاب نمی خوانند؟

50

چه کسی گفته مردم ما کتاب نمی خوانند؟
از رمان همسایه ها بیش از ٣۰۰هزار نسخه چاپ شده

احمد پوری:

در جامعه ما اگر کتاب قابل قبول و خوب باشد، فروش خواهد رفت و به چاپ‌های بعدی خواهد رسید اما بازار ما هم یک ظرفیتی دارد. به کتاب «همسایه‌ها» دقت کنید. این کتاب قبل انقلاب چاپ شد اما بعد از چند ماه توقیف شد. بعد انقلاب مجددا اجازه چاپ پیدا کرد اما باز هم متوقف شد. همین امر باعث شده تا ما شاهد چاپ این کتاب به صورت زیرزمینی باشیم و به جرات می‌توانم بگویم که از این کتاب بالای  سیصد هزار نسخه چاپ شده است اما در آمار رسمی ما جایی ندارد. اگر به این آمار شک دارید، سری به خیابان انقلاب بزنید و از کتاب‌فروش‌های کنار خیابان بپرسید، امروز چند نسخه از «همسایه‌ها» فروخته‌اند. حال این سوال پیش می‌آید، چرا این ملت کتاب‌نخوان – به اعتقاد برخی از  دوستان – از  رمان «همسایه‌ها» استقبال می‌کنند؟ البته این کتاب استثنا نیست و افراد دیگری مانند زویا پیرزاد نیز کتاب‌هایش پنجاه‌بار تجدید چاپ شده است. ما مردم کتابخوانی داریم.

[عده‌ای] در مقایسه با مردم اروپا می‌گویند، ما کتابخوان نداریم. به اعتقاد من مقایسه جمعیت کتابخوان ایران با اروپا کار درستی نیست؛ آن‌ها صدها سال است کتاب می‌خوانند. اما ما از مشروطه تازه کتاب دست‌ گرفتیم. اگر کتاب تالیفی خوب داشته باشیم، فروش خواهد رفت. البته باید به این نکته توجه داشت که وقتی من اشاره به کلمه خوب می‌کنم، از دیدگاه یک منتقد ادبی به قضیه نگاه نکرده‌ام، بلکه نظرم درباره کتابی است که توانسته مخاطبش را پیدا کند.

بدون شک کتاب خواندن مردم از کتاب نخواندن آن‌ها بهتر است. آیا شما می‌دانید برخی از این کتاب‌های به اصطلاح زرد مانند رمان‌های فهیمه رحیمی با تیراژ پنج هزار نسخه پنجاه‌بار هم تجدید چاپ شده است؟ بنابراین باید گفت نویسندگان نمی‌توانند مردم کتاب‌خوان را به جلب کنند. اگر نه ما جامعه کتابخوانی داریم. مارکز را در نظر بگیرید، کتابش تیراژ بسیار زیادی در دنیا دارد و مردم مانند نان سنگک آن‌را می‌خرند و می‌خوانند و اصلاً کسی نمی‌تواند بگوید که کتاب بدی است. هر کتابی یک مخاطب دارد؛ بنابراین شما ابتدا باید مخاطب اثر را پیدا کنید و بدانید برای چه کسی می‌نویسید. برای مثال معلوم است، افرادی با سلیقه‌ای شبیه به من، کتاب‌های فهیمه رحیمی را نمی‌پسندند اما به این معنا نیست که کتاب‌های این نویسنده ضعیف است و سایر کتاب‌هایی که من می‌خوانم، خوب هستند.

متاسفانه در جامعه ما باب شده است و هر کتابی را که مخاطب زیادی دارند در دسته کتاب‌های ضعیف یا زرد قرار می‌دهند. من مخالف این دیدگاه هستم. معتقدم اثری که بتواند مخاطب‌های زیادی داشته باشد،  از این نظر موفق بوده است. وقتی هزاران نسخه از کتاب‌های مارکز ‌فروش می‌رود، چه کسی می‌تواند چشمانش را روی این موفقیت ببندد و بگوید، او اثر موفقی منتشر نکرده است.

منبع: ایبنا

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.