مرور برچسب

انتخواب، رمان، عطر مریم ها، داستان کوتاه، ادبیات ایران و جهان، حسین رحمتی زاده، انتشارات المیرا

داستان کوتاه عطر مریم ها از حسین رحمتی زاده

عطر مریم ها حسین رحمتی زاده دست گذاشته بود روی شانه مرد.«آقا اینجا قبر زن منه»مرد برگشته بود سمتش. دو تا چشم قرمز انگار که تویشان حیوانی سربریده باشند زل زده بود به او. یک لحظه نفسش بالا نیامده بود. مرد انگار که از دیدن او تعجب کرده…